|
|
|
|
ریموند کارور: نسخه اول هر داستانی وحشتناک است!![]() خواندن تجربهها و عادتهای نویسندگان بزرگ راهگشاست، حداقل اینکه به نویسندگان کم تجربه کمک میکند که با استفاده از این تجربهها به غنای کار خود بیفزایند. هرچند که آگاهی و اشراف به این نکات آموزنده به تنهایی نمیتواند از کسی یک نویسنده بسازد، اما وقتی در کنار دیگر عوامل موثردر این زمینه قرار گیرد، نتایج سازنده آن بسیار خواهد بود. واما عادت های نوشتن ریموند کارو...چخوف دوم امریکا ؛ داستان های این داستان نویس را فوق العاده دوست دارم چون جهانی پشت قصه هایش ارام گرفته است . علاقمندان به هنرداستان نوشتن ادامه ی مطلب را دنبال کنند: *** ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 12:50 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
دکترغلامعلی افروز دورهٔ کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در دانشگاه ایالتی میشیگان گذراند و به عنوان نخستین فارغالتحصیل ایرانی در این رشته در دانشگاه میشیگان، موفق به اخذ مدرک دکتری شد. در سال ۲۰۰۸ برای پژوهش دربارهٔ نشانگان داون برندهٔ جایزهٔ سازمان بهداشت جهانی شد. افروز در سال ۱۳۸۸ به عنوان اولین استاد ممتاز دانشگاه تهران برگزیده شد ومدتی نیز ریاست دانشگاه تهران را بر عهده داشت. هم اکنون رئیس دانشگاه روانشناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران ورئیس سازمان نظام روانشناسی ومشاوره ی ایران است .وی در چندین کار هنری به عنوان روانشناس تربیتی نظارت و همکاری داشته و صاحب تألیفات گوناگون در زمینه روانشناسی و تعلیم و تربیت میباشد که برخی از آنها عبارتند از: «روانشناسی و تربیت کودکان و نوجوانان»، «روانشناسی تربیتی کاربردی»، «روانشناسی کودکان استثنایی»، «روانشناسی کودکان عقب ماندهٔ ذهنی»، «روانشناسی اختلالات رفتاری»، «اصول مشاورهٔ والدین کودکان استثنایی)) سه شنبه هفته ی گذشته نزد استادم دردانشگاه روانشناسی تهران بودم وچقدرشنیدن سخنان ایشان درباره ی آرامش ونقش مهم یک زن درایجاد آرامش درفضای خانه شنیدنی بود .درآخراشاره کردند به این که درکنار دوچیز آرامش خواهید یافت : 1- یاد خدا ...2- همسرآرامش گر. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 8:56 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
زن از ديدگاه دكتر علي شريعتي :
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ... براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ... او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ... و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ... و قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد مي آورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند ... و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد ... و اين، رنج است که ادامه دارد ... ( برگرفته از وبلاگ آقای شیرمحمد حیدری نویسنده ی زیرک بین و ظریف بین ـ یکی از تحلیل گران اوضاع جامعه ی مهاجرین ) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:6 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|||
|
خواندن رمان اعتماد آریل دورفمن را که نشر آگاه با ترجمه ی خوب وزیبای عبدالله کوثری منتشر کرده از دست ندهید.
سال 1939 زني در اتاق هتلي واقع در پاريس به تلفني پاسخ مي دهد. زن صداي مردي را پشت خط تلفن مي شنود كه هرگز ملاقات نكرده است. به نظر مي رسد مرد همه چيز را درباره زن مي داند. اين شروع معروف ترين رمان دورفمن به نام «اعتماد» است. مرد غريبي كه خود را «لئون» معرفي مي كند و بعد هم «ماكس»، او مي گويد: پناهنده سياسي است: درست مثل معشوقه زن. گفت وگويي تلفني كه 9 ساعت طول مي كشد. همه چيز در اين داستان طي مكالمه يي طولاني مشخص مي شود. شخصيت هاي رمان در خلال گفت وگو به خواننده شناسانده مي شوند. نويسنده تا جايي كه مي تواند بعد زماني و هويت شخصيت هايش را در محاق نگه مي دارد. هرازچندگاهي هم خود از پستوي داستان بيرون مي آيد و به خواننده تاكيد مي كند كه هيچ دخالتي در روند داستان ندارد. او مي خواهد پابه پاي خواننده پيش برود و مي گويد از هيچ چيز خبر ندارد. شخصيت هاي رمان اعتماد در برابر چشمان خواننده تغييركرده و خواننده را سطر به سطر با سوالات اساسي مواجه مي كند. او دائما با هويت ها درگير است. بخش اصلي رمان اعتماد انگار تعمدا نانوشته مانده تا ادامه رمان را در حاشيه سفيد جست وجو كنيم. همه چيز را بايد لابه لاي حرف هاي ناگفته يافت. نويسنده تا آنجا با خواننده همراه است كه مطمئن شود سوالي در ذهن او مطرح شده است. بعد آن را به خودش مي سپارد و خواننده از اينجا به بعد است كه بايد به سپيدخواني متوسل شود. دورفمن تعمدا عنوان رمان را با املايي غيررايج (Konfiden2) مي نويسد. چيزي كه او از آن با عنوان اعتماد نام مي برد و در هر صفحه از داستان بارها و بارها تكرار مي شود، در اصل همان بي اعتمادي و بيگانگي است. در نهايت حقيقت از لابه لاي پرس وجوهايي كه صورت مي گيرد، خودش را بروز مي دهد: رماني كه اعتماد را با املاي غريب آلماني نوشته است. بیشتردرباره ی این رمان بدانید. ادامه مطلب |
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:35 توسط بتول سید حیدری
|
|
||||
|
|
|
|
|
تصاویردرخشان در(( پیراهنی
سیاه با گل های سرخ ))
نیم
نگاهی به تازه ترین مجموعه رفیعی ازنگاه بتول سیدحیدری بااحترام به استاد داستان خالق درونمایه ها وتصاویر شگرف : رهنورد زریاب زمانی که ما می گوییم یک داستان روایت خوبی دارد باید به این نکته توجه داشته باشیم که در واقع طرح یا پیرنگ خوبی دارد. رابرت اسکولزبرجسته ترین عنصری که تاریخ نگاره ها و سالنامه ها را از هنر روایت جدا می کند طرح می داند، یعنی نبود گزینش و حرکت. در سالنامه و کتاب تاریخی این فقدان گزینش است که به فقدان حرکت می انجامد و از اینجا می توان به اهمیت خارق العادهء طرح برای ایجاد دیگر عناصر داستانی به مانند(ریتم، تعلیق، اوج ...) پی برد . در واقع انتخاب یک طرح خوب است که می تواند به یک داستان خوب بینجامد.مجموعه داستان پیراهنی سیاه با گل های سرخ نوشته ء عبدالواحد رفیعی سرشار ازطرح ها ی زیبا ودلنشین است . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 23:49 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
بارانِ خاکی مانده روی کاشیِ آبی نشست.
مجموعهای از داستانهای نویسندگان جوان اصفهانی در کتابی با عنوان « بارانِ خاکی مانده روی کاشیِ آبی» منتشر شد. این کتاب شامل 16 داستان کوتاه از نویسندگان جوان اصفهانی است که در قالب مجموعه کتابهای استانی «این روشنای نزدیک» انتشارات سخن گستر منتشر شده است.این مجموعه در واقع سفر به سرزمینهای مختلف ایران با استفاده از ابزاری به نام ادبیات است. نقطه اشتراک داستانهای مجموعه اخیر، محل زندگی نویسندگان آنهاست. داستانهای کتاب «بارانِ خاکی مانده روی کاشیِ آبی» را ارژنگ آقاجری، مهری بهرامی، احمد بیگدلی، بتول سیدحیدری، خدیجه شریعتی، مهدی صداقت پیام، سیما طاهرکرد، زهره کیانی، مرضیه گلابگیر اصفهانی، امیرحسین لگا، علیرضا محمدی، سهیلا مدرس صادقی، اعظم منتظرالظهور، سیده زهرا میرباقری، امیر میرزایی و رضوان نیلیپور نوشتهاند.
کتاب 88 صفحهای «بارانِ خاکی مانده روی کاشیِ آبی» در شمارگان 1000 جلد و با بهای 1800 تومان راهی بازار شده است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 18:50 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
نقد من بر رمان پریباد نوشته ی محمدعلی علومی
در روزنامه تهران امروز وسایت تادانه (یوسف علیخانی ) : /1391/1/20/TehranEmrooz/863/Page/8/TehranEmrooz_863_8.pdf
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 11:23 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|
![]() کوتاه ترین داستان کوتاه جهان توسط "ارنست همینگوی" نوشته شده است: آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!
یک نکته درباره همینگوی بگویم یک گربه داشته به نام عموویلی این گربه را خیلی دوست داشته است وبعدازتصادفی که گربه می کندوازدوپامصدوم می شودوبرای زجرنکشیدن حیوان این گربه دوست داشتنی اش را باتفنگ موردعلاقه اش می کشد وبعدهم باهمان تفنگ خودکشی می کند. این روزهاهم فیلم "همینگوی و گلهورن" بر اساس مقطعی از زندگی "ارنست همینگوی" بابازی نیکول کیدمن و کلایو اوون با پایان مراحل ساخت، آماده نمایش شده است این فیلم درحقیقت به ماجرای همینگوی و همسرش که یک خبرنگار زن بنام گلهورن در دوران جنگ جهانی دوم بوده می پردازد و رویدادهایی که میان این دو به وجود می آید. گلهورن منبع الهام شخصیت اصلی کتاب «زنگهابرای که به صدا درمیآید» (نوشته همینگوی) همین طور اولین زنی است که ازهمینگوی تقاضای طلاق کرد. این فیلم اقتباسی از کتابی اثر نوشته جرومتوچیله است. این کتاب شرح ازدواج همینگوی با گلهورن، خبرنگار جنگ دردوران رکود اقتصادی در کیوست، اولین انقلاب کوبا، جنگ داخلی اسپانیا، جنگجهانی دوم و جنگ چین است و از این نظر مقطع تاریخی مهمی را به تصویرمیکشد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 9:37 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
بااحترام به نام وقلم استادمحمود دولت آبادی نوشتن را دراین قاب کوچکم اغازمی کنم .
نویسنده: محمود دولت آبادی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 22:0 توسط بتول سید حیدری
|
|
||
|
|
|
|
آب زنید راه را هین که نگار می رسد مژده دهید باغ را بوی بهــــارمی رسد پیشاپیش سال نو را به تمام دوستداران قلم وادب تبریک عرض می کنم امیدوارم دل هایتان بهاری ونگاه تان بهاری باشد. امیدوارم درسال جدیددیگر صدای جیغ های زنان ودختران افغان را به خاطرخودسوزی نشنونم فریادهای بی صدای زنان را که بازبیوه می شوند و بازقربانی جهل خانواده ها میگردند؛موهای سرشان کنده می شود وچشم ها وگوش های شان له می گردددماغ هایشان بریده می شود باچنگال های مردنماها؛فریادهایی که می زنند اما ازبی رنگی وبی صدایی هرگز کسی نمی شنودصداهای شان را. راستی باباهمیشه می گفت افغانستان هرگز سبزنخواهد شدسبزنخواهدماند تاوقتی آه این دخترکان شنیده می شود آهی که هیچ مردی نمی شنوند آن را ؛ آهی که نفرین می کند این خاک را بهارتان خجسته باد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 0:0 توسط بتول سید حیدری
|
|
||