بتول سیــد حیــــدری                   
              ادبیــــات داستـان
سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱
بالاخره خدای میلک نخستین رمانش را تمام کرد. ...  

يوسف‌ عليخاني از پايان نگارش نخستين رمانش خبر داد

» سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشر

يوسف عليخاني از پايان نگارش نخستين رمانش با نام «بيوه‌كشي» خبر داد.

به گزارش خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عليخاني در اين‌باره گفت: «بيوه‌كشي» در هفت فصل و 35 بند نوشته شده است. اين رمان ابتدا قرار بود «بيوه‌كشي؛ جنگ‌نامه‌ي هفت شوهران خوابيده‌ خانم با اژدرمار ميلكي» ناميده شود؛ اما احساس كردم موضوع لو مي‌رود و رمان، «بيوه‌كشي» نام گرفت.

او ادامه داد: در اين رمان يك موضوع اسطوره‌‌يي و رسم بيوه‌كشي را دنبال كرده‌ام. اين رسم در همه‌ي قبايل كهن اجرا مي‌شده است. وقتي يك زن شوهرش را از دست مي‌داد، يا بايد تا آخر عم بيوه مي‌ماند يا با برادرشوهرش ازدواج مي‌كرد.

عليخاني درباره‌ي فضاي اين رمان گفت: داستان در ميلك كه روستاي خيالي داستان‌هاي من است، مي‌گذرد. خانواده‌اي چوپان (گالش) وارد روستا مي‌شوند تا گله‌ي گوسفندان ميلكي‌ها را نگه دارند. اين خانواده شامل پدر، مادر و هفت پسر است. پسر بزرگ خانواده كه بزرگ نام دارد، عاشق خوابيده‌ خانم، دختر بزرگ ميلكي‌ها مي‌شود. اين ماجرا با مرگ «بزرگ» شروع مي‌شود كه همه فكر مي‌كنند كار اژدرمار اژدرچشمه‌ي ميلك است.

اين نويسنده تأكيد كرد: در رمان «بيوه‌كشي» بيش از هر چيز دنبال تعليق و كشش بودم و بعد از آن فضاي عاشقانه‌ي حاكم بر داستان مد نظرم بود. همچنين در اين رمان نقش زن در جامعه‌ي اسطوره‌‌يي و نقش زن‌سالارانه‌ي او مد نظر است و نقش ويژه و برجسته‌اي دارد.

او افزود: زبان ‌من در اين رمان، زبان ساخته‌شده‌اي ميان فارسي و ديلمي است و اولين ايده‌ي اين رمان از داستان كوتاهي كه در سال 87 نوشته بودم، آمد. بعد فكر كردم موضوعش در داستان كوتاه جواب نمي‌دهد و نوشتن آن به شكل رمان از مرداد پارسال شروع شد تا هفتم ارديبهشت امسال.

عليخاني همچنين گفت: اين رمان براي خود من از چند جهت ويژه است. آخرين كار من «عروس بيد» بود و در اين سال‌ها كه به عنوان ناشر فعاليت مي‌كنم، داشت باورم مي‌شد كه چشمه‌ي نوشتنم خشك شده و يوسف عليخاني ناشر دارد پررنگ مي‌شود و اين براي من عذاب بود كه براي گذران زندگي ناشر شده‌ام؛ اما از پارسال بعدازظهر‌ها را به نوشتن اختصاص دادم و موفق شدم. از سوي ديگر، سال‌ها تلاش كرده بودم رمان بنويسم و موفق نشده بودم. برخي داستان كوتاه‌ها‌يم را فصل اول رمان مي‌دانند؛ اما گويا شرايط فراهم نبود و در همان حد مي‌ماند. «بيوه‌كشي» نوشته شد و اين براي من يك اتفاق بود.

او به طنز درباره‌ي ناشر اين رمان گفت: اين رمان سيصدصفحه‌‌يي در نشر آموت منتشر مي‌شود، البته به شرطي كه بررس‌هاي آموت آن را بپذيرند.

اين نويسنده همچنين درباره‌ي كتاب‌هايش در نمايشگاه كتاب تهران گفت: مجموعه‌ي داستان «عروس بيد» در نشر آموت به چاپ چهارم رسيده است. همچنين چاپ پنجم مجموعه‌ي داستان «اژدها‌كشان» و چاپ چهارم «قدم‌بخير مادربزرگ من بود» در اين نشر منتشر و در نمايشگاه كتاب عرضه شده است.


بابهترین آرزو برای این داستان نویس موفق ایرانی .
پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱
اسامی راه یافتگان به دور نهایی جشنواره ...  
 راه یافتگان به دورنهایی برای داوری  نخستین جشنواره ی داستان کوتاه کوتاه مقاومت افغانستان .

. سهراب سروش غیبی   فاطمه خاوری .سیدشکیب زیرک . زهرا حسینی

. زیبا احمدی . سیدمحمود حسینی .پیام بخشعلی .غلام رسول جعفری . واحدی  . محمدابراهیم رحیمی

 فاطمه بخشی .محمدباقرحسینی .

این آثار پس از دو دوره  داوری ازمیان بالغ بر دویست اثر به دور نهایی رسیده اند درضمن برای تمامی شرکت کنندگان دراین جشنواره که افتخار حضور اشنا شدن با نام وآثارشان دراین جشنواره را داشتیم آرزوی موفقیت وکامیابی می کنیم .

تااین جای راه ازتمام عزیزان بخصوص نویسندگان صاحب نام که توسط ایمیل ها وپیام ها وتماس هایی که با دفترجشنواره دبیر جشنواره وگروه همراه جشنواره (تسنیم ) داشته اند ودلگرمی راه بوده اند و با اندرزها وتشویق هایشان مشوق ادامه این مسیرصعب بوده اند نهایت قدر دانی امان را اعلام می کنیم .

بااحترام .

گروه دبیرخانه ی نخستین جشنواره ی ادبیات مقاومت و پایداری افغانستان داستان کوتاه کوتاه.


پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱
اصفهان امده ام . ...  
دیگر به باغ صفــه بــهاران نمی روم ...


ازتمامی دوستان عزیزی که دراین چند وقت برایم در وبلاگ پیام ماندند سرزدند و ایمیل های فراوان زدند یک جهان تشکر می کنم وازاین که پاسخ گو نبوده ام یک دنیا شرمنده .

مجموعه تصاویر شهر اصفهان

بشدت درگیر مسائل اداری ثبت نام دانشگاه ودریافت خوابگاه و امور پیرامون وحاشیه ای این مسائل کاغذبازی و همچنین جشنواره ی داستان  بوده ام لذا مدتی ازدنیای مجازی دور ماندم .

باز ازلطف همه اتان بخصوص دوستان ادب دوستم درشهرقم ؛ یک دنیا سپاس .

موفق باشید وهمچنان همیشه پایدار بمانید ونویسا.

پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱
خانه ادبیات افغانستان ...  
نقدوبررسی کتاب صادق هدایت در خانه ی ادبیات افغانستان .

ساعت پنج عصر پنج‌شنبه 30 شهریور (سنبله) 1391 در سالن اَوِستای حوزه هنری تهران 


به خانه ادبیات افغانستان دعوت شدم برای نقدوبررسی  مجموعه داستانم صادق هدایت را من کشته ام.

محفل بسیار دوستانه ای بودبا تلاش های استادارجمند جناب اقای سرور رجایی و جناب اقای رضوانی ودوست بسیارعزیزمان جناب اقای دکتر دهقان که برنامه ریزی این نقد را ریخته بودند .

اساتیدی که مجموعه ام را نقد کردند جناب اقای دکترزرواری بودند ازاساتید بسیار محترم وحاذق درامر ادبیات که از ویراستاری بسیار دقیق ودلسوزانه ی ایشان درمتن کتاب درکنار لذتی که بردم شرمنده هم شدم .(برای دکتر امین زرواری ارزوی بهترین ها می کنم .)همچنین خانم زهره کیانی ازداستان نویسان ایرانی که صاحب چهاراثرمی باشند که اخیرا توسط اهالی قلم تهران یکی ازنوشته هایشان مورد تقدیر هم قرارگرفت.

درپایان باز ازمدیریت محترم خانه ی ادبیات افغانستان درتهران و عزیزانی که زحمت کشیده بودند درجلسه ی نقد کتاب من حضور رسانده بودند و گروه نازنین تسنیم که تا پایان وقتی که درتهران بودم با من همراهی نمودند وزحمت رساندن من را به ترمینال جنوب هم بردوش کشیدند؛ یک دنیا تشکر می کنم .