بتول سیــد حیــــدری                   
              ادبیــــات داستـان
شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲
رمان مشخصه ی دنیای مدرن ...  
نویسنده شیخ احمدصفاری

رمان، ثبت حادثه (حوادثی) است که توسط شخصیت (شخصیت های) داستانی در مکان (مکان های ) داستانی اتفاق می افتد و حادثه به معنای ایجاد عدم تعادل یا تغییر در روال معمول و روزمرگی بودن است. عدم تعادل به معنای به هم ریختگی و تغییر در یک روند عادی ــ خوب یا بد ــ است که توسط شخصیت اصلی به وجود می آید.  در روند عادی خوب، قهرمان داستان ممکن است با برهم زدن نظم معمول و ایجاد عدم تعادل  به سوی بد یا خوب برود و تغییری را ایجاد نماید، اما در پایان باید حتماً به روند خوب بازگردد و رمان دوباره به تعادل برسد. در روند عادی بد، قهرمان ممکن است بد باشد و به سوی بدتر برود و دوباره به بد برگردد تا با پایان بندی رمان، آموزه  و عبرتی برای شخصیت اصلی دوم یا شخصیت اصلی فرعی باشد اما در نهایت مخاطب، تغییر خوب را شاهد است و یا از آن برداشت می نماید. در حالت دوم از روند عادی بد، اگر قهرمان یا شخصیتی بد به سوی بدتر برود و در انتها خود مستقیم به خوب بر گردد، علی رغم تغییر در تعادل اولیه، اما باز این تغییر، ایجاد تعادل برای پایان حادثه است. در حالت سوم از روند عادی بد، قهرمان بد در طول رمان به سوی خوب می رود و علی رغم تغییر با شرایط اولیه، ولی به تعادل مورد انتظار مخاطب می رسد. پس عدم تعادل در خلق رمان اصل می باشد که این تغییر باید به تعادل نهایی و یا تعادل اولیه برگردد و شخصیت ها علت و عامل به وجود آورنده ی این تغییرات هستند.


... ادامه مطلب
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲
در نویسندگی سه فرمول بیشتر نداریم، ولی کسی این فرمول‌ها را کشف نکرده ! ...  
فرمول های نویسندگی را این جا بیابید.

برگرفته ازپایگاه لوح

محسن سلیمانی را بیش از هرچیز، با ترجمه‌هایش از کتاب‌های آموزش قصه نویسی که بسیاری از آن‌ها از طرف انتشارات سوره مهر منتشر شده است، می‌شناسیم؛ کتاب‌هایی که یا مانند «از روی دست رمان نویس»، خواننده‌ی علاقه‌مند به قصه‌نویسی را به طور مستقیم در معرض تجربه‌های نویسندگان جهان قرار می‌دهد و یا مانند «درس‌هایی درباره‌ی داستان‌نویسی»، در آن‌ها مباحث فنی و تکنیکی قصه‌نویسی به خواننده آموزش داده می‌شود. آن‌چه می‌خوانید گفت‌وگویی است با محسن سلیمانی درباره‌ی این ترجمه‌ها و همچنین تاثیر کارگاه‌های آموزش قصه‌نویسی، بر ادبیات داستانی معاصر ایران.



تقریبا همه‌ی کتاب‌هایی که شما ترجمه کرده‌اید، درباره‌ی تکنیک‌های قصه‌نویسی و مباحث کارگاهی ادبیات داستانی بوده است. چه کتاب‌هایی نظیر «از روی دست رمان نویس» و «فن داستان‌نویسی» که در قالب گفت‌وگو با نویسندگان یا نامه‌ها و یادداشت‌های نویسندگان درباره‌ی شیوه‌ی کارشان، تجربه‌های نویسندگان مشهور را در اختیار نویسندگان جوان می‌گذارد و چه کتاب‌های آموزشی نظیر کتاب «درس‌هایی درباره داستان‌نویسی» لئونارد بیشاپ، یا «تاملی دیگر در باب داستان» لارنس پرین. اگر موافق باشید بحث را با کتاب «از روی دست رمان نویس» شروع کنیم که گزیده‌ای از گفت‌وگوهای پاریس ریویو با نویسندگان مشهور است. چون گفت‌و‌گوهایی واقعا خواندنی در این کتاب هست که بسیاری از پشت صحنه‌های کار نویسندگان بزرگی نظیر فاکنر و همینگوی و روش کارشان را برای داستان‌نویس مبتدی توضیح می‌دهد. این کتاب را بر چه اساسی برای ترجمه انتخاب کردید؛ آیا بیشتر جنبه‌ی آموزشی آن برایتان مطرح بود یا شهرت نویسندگانی که در این کتاب با آن‌ها گفت‌وگو شده است؟


آن کتاب را برای این ترجمه کردم که بحث‌هایی درباره‌ی تکنیک‌های داستان‌نویسی و شیوه‌ی نوشتن داستان در آن گفت‌و‌گوها مطرح شده بود، وگرنه تعداد گفت‌وگوهایی که در مجموعه کتاب‌های «کار نویسنده» چاپ شده زیاد است و فقط شامل همان یک کتاب نمی‌شود؛ اما در بعضی از گفت‌وگوها، سوال‌ها خیلی ابتدایی بود و چندان به تکنیک‌های داستان‌نویسی ربط نداشت. من، گفت‌و‌گوهایی را برای ترجمه انتخاب کردم که در آن‌ها نویسندگان حرفی برای گفتن داشتند و لزوما نمی‌خواستم به سراغ نویسندگان مشهور بروم. اما اگر نویسندگانی که من گفت‌وگوهاشان را ترجمه کرده‌ام، اتفاقا نویسندگان مشهوری هم هستند، دلیلش این است که معمولا نویسندگان مشهور حرف‌های پخته‌تری می‌زنند. گرچه در همان مجموعه، نویسندگان مشهوری هم بودند که حرف‌هاشان ابتدایی بود و من آن‌ها را ترجمه نکردم؛ چون بعضی نویسندگان ممکن است نویسندگان خوبی باشند اما نتوانند درباره داستان، بحث‌های تکنیکی و نقادانه بکنند؛ مثل دولت آبادی که نویسنده‌ی بزرگی است اما در زمینه‌ی بحث درباره‌ی تکنیک‌های داستان‌نویسی چندان توانا نیست، بر عکسِ گلشیری که داستان‌هاش به غیر از یکی دو تا مثل شازده احتجاب به قوت بحث‌های نقادانه‌اش نیست و به نظر من وجه نقادانه‌اش بر داستان نویسی‌اش می چربد. هر چند او ادعا هم نداشت داستان‌گوی خوبی است البته اعتقاد داشت ضد داستان‌گوی یا داستان مدرن نویس خوبی است.



... ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲
روز زن - روز مادر مبارک  . ...  
 

 

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....
براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است
و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این رنج است !

                                                                                   دکترعلی شریعتی

جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲
امیرحسین فردی درگذشت . ...  
 

اولین کسی که به من الفبای داستان نویسی را یاد داد                 امیرحسین فردی بود.

یادم است نه سال بیشترنداشتم که هرهفته به ذوق کیهان بچه ها چشم به مرسل سفارت می نشستم تا مجله ها را کی می آورد .وقتی می اورد لابه لای مجله ها همیشه یک پاکت زرد رنگ بود که رویش نوشته بود به بتول جان برسد.گاهی برایم درکنارمجله کتاب می فرستادزیربعضی ازنوشته ها خط می کشید ویا جلوی بعضی ازداستان های کیهان بچه ها علامت ضرب می زد تا بیشترتوجه کنم وچرایی شان را برایم توضیح می داد.یادم می داد چطور بنویسم ازکجا شروع کنم چه طوربخوانم ...قدکه کشیدم وبزرگ شدم باز استادم را فراموش نکردم واوهم فراموشم نکرده بود.اخرین بارهمین سال نو ۱۳۹۲بود برای تبریک سال نو با استادتماس گرفتم باتمام خستگی که تن صدایش داشت با الو گفتنم مثل همیشه من را شناخت.

حالا دیگربین مانیست ومن چقدر افسوس میخورم که کاش این اواخر برنامه ای     می چیدم وبه دیدنش می رفتم وافسوس می خوردم چرا به قولم  عمل نکردم وداستان بلندم را توی فایل صوتی برایش نفرستادم وافسوس می خورم ...

استادعزیزم وتمام کسانی که الفبای خواندن ونوشتن واموختن را یادم دادید هرگز فراموشتان نمی کنم خداوند همه اتان را غریق رحمت خود کند .

امیرحسین فردی که بود؟ ادامه ی مطلب


... ادامه مطلب
دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲
افتخارآفرینی جهانی محمدحسین محمدی برای ادبیات افغانستان ...  
 

به قلم دکتر صادق دهقان .

محمدحسین محمدی، نویسنده «انجیرهای سرخ مزار»، جایزه جشنواره بین‌المللی خاورمیانه و آفریقا را در فلورانس ایتالیا دریافت کرد و ترجمه ایتالیایی این کتاب به زبان ایتالیایی در پنجمین جشنواره بین­المللی ادبیات در ونیز ایتالیا (۱۰ تا ۱۳ آوریل) رونمایی شد. هم­چنین شهرداری فلورانس، مدال نقره‌ای جیلیو‌ (giglio)، نشان خاندان شاهی شهر فلورانس را به محمدحسین محمدی اهدا کرد. قرار است «انجیرهای سرخ مزار» در شهر‌های تورین، میلان و روم نیز رونمایی شود. این کتاب را بانو نرگس صمدی، استاد دانشگاه ونیز به ایتالیایی برگردانده و انتشارات 33 پل چاپ کرده است.

 

 

  •  جناب محمدحسین محمدی تبریکات صمیمانه ی مارا ازصمیم قلب پذیرا باشید.

                                                                                        بتول سیدحیدری

 

 


... ادامه مطلب